پايگاه خبری تحليلی خط نيوز 4 بهمن 1402 ساعت 10:10 http://khatnews.com/vdcaein0.49nwm15kk4.html -------------------------------------------------- در آستانه انتخابات مجلس؛ عنوان : فوبیای انتخاباتی اصلاح طلبان اوج گرفته است؟/ نمی‌آییم چون می دانیم شکست می‌خوریم -------------------------------------------------- اصلاح طلبان در یک ترفند نخ نما شده دستگاه های نظارتی و مجری انتخابات را عامل شکست خود بیان می کنند، درحالی که فضای سیاسی برای حضور همه طیف ها در انتخابات مهیاست. متن : به گزارش خط نیوز به نقل از جهان نيوز: اصلاح طلبان نقشه انتخاباتی برای شرکت در مهمترین رویداد دموکراتیک کشور در سال جاری ندارند. چند دستگی و بهم ریختگی به سبب اینکه طیف تندرو و نزدیک به رئیس دولت اصلاحات نسبت به حضور در انتخابات واهمه و ترس بسیاری دارند به وضوح دیده می شود. درواقع فوبیای انتخاباتی اصلاح طلبان که همواره وجود داشته است، در این انتخابات به اوج خود رسیده است. اصلاح طلبان همواره دوست داشته اند که برنده انتخابات باشند. تا به امروز در طول تاریخ سیاسی این جریان نشده که آنان خود را مغلوب انتخابات قلمداد کنند و به مانند همه جای دنیا شکست انتخاباتی را پذیرا شوند. درواقع این جریان سیاسی فقط و فقط سعی کرده که روی اسب برنده شرط بندی سیاسی کند. اما حالا شرایط برای پیروزی این جناح سیاسی با توجه به ریزش شدید بدنه و طرفداران به سبب عملکرد بسیار ضعیف در دولت های روحانی اصلا فراهم نیست. از این روست که اصلاح طلبان در برابر هر موضوعی که حضور انتخاباتی آنان را مطرح می کنند، سریع جبهه گیری می کنند. به طور مثال اخیرا بر خلاف اداعای رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان در انتخابات پیش رو، عنوان شده که اتفاقا 1560 داوطلب با گرایش اصلاح طلبی توسط شورای نگهبان تایید صلاحیت شده اند تا بهانه گیری های جعلی این جریان زیر سئوال رود. در همین حیطه اصلاح طلبان با گارد بسته بازهم نسبت به حضور گسترده کاندیدای اصلاح طلب موضع گرفتند که «غلامحسین کرباسچی» در این ارتباط گفت: «نمی‌دانم آقایان به چه کسانی اصلاح‌طلب می‌گویند و چه تعریفی از این واژه دارند اما به نظر می‌رسد مانند ایده‌ واردات ماشین‌های دست‌دوم و کارکرده از خارج، تعدادی اصلاح‌طلب را از جایی وارد کرده‌اند.» منتها بسیاری از کارشناسان سیاسی عنوان می کنند که اصلاح طلبان یک دفعه بعد از انتخابات خود را نشان می دهند. خصوصا در بحبوحه انتخابات قطعا کاندیداهای این جریان سیاسی رخ عیان می کنند و لیست های متعدد نیز به خوبی خود را نشان خواهد داد. حمله اصلاح طلبان به روحانی و یک اعتراف بزرگ نکته اساسی دیگری که در این راستا قابل توجه است، حمله اصلاح طلبان به حسن روحانی است. وی که در قالب جریان اعتدال گرا و با استفاده از کارگزاران دولت قبل سعی دارد در انتخابات مجلس نقش داشته باشد، مورد انتقاد جدی متحدان خود قرار گرفته است. بسیاری از اصلاح طلبان پس از اینکه حسن روحانی مردم را به شرکت در انتخابات دعوت کرد به وی خرده گرفتند که خود او باعث ریزش آرای این جریان شده است. «مهدی آیتی» فعال سیاسی اصلاح‌طلب پیشتر سید محمد خاتمی را یک بازنشسته سیاسی معرفی کرد و درباره روحانی هم معتقد بود، تلاش می‌کند به سرنوشت خاتمی دچار نشود، در ارتباط با حضور روحانی و حزب کارگزاران گفت: «هم روحانی و هم حزب کارگزاران هیچ گونه محبوبیتی در بین مردم ندارند و در این ارتباط می‌توان به نظرسنجی‌ها مراجعه کرد.» همچنین «محمد علی آهنگران» که به طیف اصلاح طلب قرابت و نزدیکی خاصی دارد، با حمله به روحانی بیان کرده که «یکی از عوامل ناامیدی و دوری مردم از صندوق رای شخص روحانی است.» اما سئوال اساسی که این حملات به حسن روحانی پررنگ می کند این است که اعضای این جریان سیاسی بالاخره قائل به چه چیزی هستند. فضای بسته سیاسی دست آنان را بسته است یا اینکه اعتراف می کنند که عملکرد بد و ضعیف دولت و مجلس گذشته باعث ریزش آرا و بدنه طرفدار آنان شده است. در خصوص مورد اول که با وجود فضای باز سیاسی و احراز صلاحیت گسترده اصلاح طلبان این ادعا باطل است اما مورد حقیقی که اصلاح طلبان سعی در کتمان آن دارند همین موضوع ریزش آراست. درواقع اصلاح طلبان مانند گذشته به سمت ترفند «واقعیت پنهان و دروغ آشکارا» پناه برده اند. شکافی که در انتخابات مجلس دوازدهم عمیق تر شده است آنچه این فضا را منحصر به فرد می کند بهم ریختگی اصلاح طلبان پیش از انتخابات است. بخشی از این جریان سعی دارد به انتخابات ورود کند و راه حل حضور در فضای سیاسی و عدم انزوا را صندوق رای می داند اما بخش دیگر که با فوبیای شکست روبروست و می داند که این جریان چندان در انتخابات پیش رو شانسی ندارد، با تندروی خاصی سعی دارد به اتهام افکنی نسبت به دستگاه های اجرای انتخابات بپردازد. اصلاح طلبان که همواره شعار دموکراسی خواهی می دهند در اینجا نیز با یک نقطه متمایز دیگر با شعارهای خود روبرو هستند. در این راستا اصلاح طلبان که عاشق برنده شدن هستند زمانی که با ریسک کمتری از پیروزی روبرو می شوند، حتی قائل بر این نیستند که برای دموکراسی هزینه بدهند و اگر کسی مردم را به انتخابات دعوت می کند به وی نیز حمله می کنند. کار اما در این جریان سیاسی به اعتراض به سران آن هم رسیده است. «غلامعلی رجایی»، فعال سیاسی اصلاح طلب با اشاره به اختلافات کارگزاران و اتحاد ملت و فضای انحصارطلبی قدرت در این جریان سیاسی گفته است که «این اختلافات و دو دسته‌گی تازگی ندارد و در ۲ انتخابات قبلی نیز شاهدش بویدم. بالاخره جبهه سیاسی شامل سلایق گوناگون است و کار خود را ادامه می دهد. در نهایت حرف آخر را آقای خاتمی می زند.» اما طیف دیگری در اصلاح طلبان از جمله «محمد علی وکیلی» نماینده سابق مجلس زمین بازی اصلاح طلبان را انتخابات بیان می کند و با پیش بینی حضور 45 درصدی در انتخابات می گوید: «تکرار می‌کنم» خاتمی ۱۰ درصد روی مشارکت اثر دارد». وی به تحولات مدیریتی در این جریان پرداخته است و نسبت به تسلط قدرت در این جریان توسط خاتمی و نزدیکانش در لفافه بیان می‌کند :«جریانی که آذر منصوری رئیس آن باشد مشروعیت ندارد.» با این حال اصلاحات در یک گذار سیاسی دیگری که حاصل عملکرد آن است افتاده اما سعی دارد با برون سپاری مشکلات از این شرایط فرار کنند با این حال ترفند نخ نما شده و همیشگی اصلاح طلبان در حمله به شورای نگهبان بلااثر شده و این جریان سیاسی نمی تواند با بهانه‌های سوخته شکست خود را توجیه کند. اما نکته اساسی و عمیقی که باید اصلاح طلبان آن را به خوبی با توجه به این فضا درک کنند و همین فضا بوجود آورده و تشدید کننده آن است، موضوع تصمیم گیری سیاسی است. اصلاح طلبان تصمیم گیری سیاسی خود را کماکان نمی توانند با ترس و لرزهای انتخاباتی بگیرند. موضوعی که بعضا وجود سیاسی آنان را دچار تنش کرده و فعالیت احزاب را با چالش روبرو کرده و منقطع می سازد. احزابی مانند کارگزاران نمی خواهند با انقطاع سیاسی و به عنوان گروه های فصلی در فضای سیاسی حضور داشته باشند. از این رو این اختلافات با توجه با انتخابات مجلس دوازدهم شدت گرفته و اصلاح طلبان نادانسته در حال فرو رفتن در این گودال هستند.